هميشه كسي رو واسه دوستي انتخاب كن كه قلب بزرگي داشته باشه چون ديگه اينجوري مجبور نميشي واسه جا گرفتن توي قلبش خودتو كوچيك كني .......
اگه يكي رو ديدي داري رد ميشي برميگرده نگات ميكنه بدون براش مهمي
اگه يكي رو ديدي وقتي داري ميفتي زمين برميگرده با عجله مياد به سمتت بدون براش عزيزي
اگه يكي رو ديدي وقتي داري مي خندي برميگرده نگات ميكنه بدون واسش قشنگي
اگه يكي رو ديدي وقتي گريه ميكني مياد باهات اشك ميريزه بدون دوستت داره
و اگه يه وقت ديدي وقتي داري با يكي حرف ميزني تركت ميكنه بدون عاشقته
امروز مي نوسيم براي زندگي, اگر غمي بود عيبي ندارد ميهمانش ميكنيم, خودش پشيمان مي شود. بامن باش...
وقتي شادي ، آروم بخند تا غم بيدار نشه ، وقتي غمگيني آروم گريه كن تا شادي نااميد نشه...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت 16:51  توسط عاتکه و مهدی
|
سلام عزیزان.....ممنون که لطف کردین و بازم بهمون سر زدید.....به زودی می آم و جواب همه ی بازدید هاتون رو میدم.......از همگی ممنون.....
راستی امتحانا شروع شده و درسها رو هم انبار.....خوش به حال مهدی...لااقل از امتحان ها راحته....
منم که ۸۰۰ -۹۰۰ صفحه کتابو گذاشتم واسه شب امتحان و حسابی هنگ کردم......!!!
امروز اومدم آپدیت کنم...با یه شعر کوتاه ...اما خیلی پر معنا.....راستش خودم وقتی خوندمش یه جوری شدم......
یه حس عجیبی تو این شعره......بخونیدش:
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو.........
که این یخ کرده را از بی کسی "ها" می کنم هر شب!
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم دی 1384ساعت 21:12  توسط عاتکه و مهدی
|
هرگاه قلبی را شکستی به انتظار شنیدن صدای شکستن منشین ! بعضی قلبها آنقدر مغرورند که صدای خرد شدنشان را فرو می برند
هیچ گاه به انتظار تپیدن قلبی چشمهایت را خسته وبی خواب مکن ! بعضی قلبها آنقدر سخت اند که با تپیدن خرد می شوند
هرگز به انتظار باز شدن قلبی در مزن ! بعضی قلبها آنقدر خالی اند که با کلید احساس هم باز نمی شوند
هیچ گاه انتظار نداشته باش بر سکوی قلبی حکومت کنی ! بعضی قلبها آنقدر سست اند که فرو می ریزند
هیچ گاه انتظار نداشته باش در قلبی باقی بمانی ! بعضی قلبها کاروانسرایی پر از مسافرند که دیگر جایی برایت باقی نمی گذارند
همیشه به یاد داشته باش
تا به فراموشی بسپاری
آنچه راکه اندوهگینت می سازد ،
اما ...
هرگز فراموش مکن
به یاد داشته باش
آنچه را که شادمانت می سازد
+ نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1384ساعت 16:32  توسط عاتکه و مهدی
|
سلام عزیزان...ممنون از تمام کامنتها و نظرات دلگرم کننده تون.....از مهدی عزیز هم ممنونم که این مدت
وبلاگ رو آپدیت کرد و جور نبودن منو کشید.....امروز اومدم به روز کنم ...با یه مطلب جدید....
وقتی که ديگر نبود،من به بودنش نيازمند شدم
وقتي که ديگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم
وقتي که ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم
وقتي که او تمام کرد من شروع کردم
وقتي که او تمام شد من آغاز شدم و
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگي کردن است ......
مثل تنها مردن است.................!!!!!
+ نوشته شده در شنبه سوم دی 1384ساعت 19:40  توسط عاتکه و مهدی
|